ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )
5
قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )
تعدادى ناقدان فنّ محمّد بن زكرياى رازى « 1 » و على بن عباس و ابو سهل مسيحى و ابن
--> - نوشتههايى از علم الاخلاق را به ابن سينا داد و گفت تا من اين گردو را اندازهگيرى كنم تو اخلاقت را اصلاح كن ؛ چون من چندان نيازى به اندازهگيرى اين گردو ندارم ، ولى شما نياز به اصلاح اخلاق خود داريد . صاحب تتمّه نوشته است كه ابو ريحان بيرونى چند سؤال علمى نوشت ، پيش ابن سينا فرستاد و ابن سينا آنها را پاسخ داد . بيرونى ايرادهايى بر آن نوشته گرفت و سخنان او را به شدّت مورد نكوهش و هجو قرار داد و ابن سينا را چنان سرزنش كرد كه حكما كه سهل است ، با مردم عادى هم چنان رفتارى نمىتوان داشت و به او طعم و مزهء تحقير را به خوبى چشاند . ابو الفرج كه به اين پرسشها و پاسخها نگريست ، گفت كه « كسى كه به ديگران توهين و تحقير روا دارد بناچار مردم هم با وى به توهين و تحقير مقابله مىكنند . » ابن سينا با حكيم ابو القاسم كرمانى نيز مناظره كرد كه پايانى غير مؤدّبانه و ناشايست داشت . ابن سينا او را نابودكنندهء علم منطق خواند و كرمانى نيز ابن سينا را مخطى ناميد . يك بار به ابن سينا گفت كه با تحقير نظر ديگران نظر خود را تقويت نكن ، حقّ بسيار روشن است و عدالت از جهان فنا نمىشود . ( 1 ) - از مطالعه و مطابقت قانون و كامل الصناعه در بعضى جاها روشن مىشود كه شيخ كامل الصناعه را در اختيار داشته است و منبع خاص او بوده است . لذا برخى از عبارتهاى كامل الصناعه با اختلاف جزئى در قانون ديده مىشود . نگارنده روزگارى با علاقهء خاصى عبارتهاى متعدّدى را از قانون نقل كرده بود كه در كامل الصناعه موجود است . شيخ علاوه بر اين سرقت علمى به آتش زدن كتابخانهء نوح بن منصور سامانى نيز متّهم شده است . مخالفان او مىگفتند كه شيخ پس از استفاده از كتابخانهء شاهى آن را عمدا آتش زده بود تا ديگر كسى نتواند از آن نسخههاى خطّى نادر و ناياب استفاده كند . دربارهء نادر و ناياب بودن آن نسخههاى خطّى خود ابن سينا گفته بود كه ديگر آن كتابها جايى ديده نشد . همچنين گفته بود كه مطالب اين كتابها در حافظهء او محفوظ است . اين سخن ابن سينا كه دانش ديگران را قبول نداشت بىدليل به نظر نمىرسد كه « اگر كامل الصناعه را قبلا مىديدم نيازى نبود كه قانون را بنويسم . » بدون هيچگونه شك و ترديد با در نظر گرفتن هوش و خلق و خوى ابن سينا معتقدم كه در اين جمله بيش از آنكه اعتراف به مقام و مرتبه كامل الصناعه نهفته باشد ، سعى و كوشش براى مخفى نگه داشتن حقيقت و احساس اظهار برائت ديده مىشود . -